تصویر پوستر نمایشگاه
http://majidtaleqani.persiangig.com/image/etc/poster.jpg 

عزیزان جهت تماشای آثاری چند از این نمایشگاه ،به نشانی تارنمای ذیل 
مراجعه نمایند  
  http://azizihonar.com/fa/3755-images-of-calligraphy-exhibition-azhnrjvyan-professor-mojtaba-malekzadeh-another-dawn-library-and-museum-property.html 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت   توسط علي اباذري ابهر  | 

عفت زن در این است که مردی مو و بدن او را نبیند!

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

انا لله و انا الیه راجعون

استاد سید حسن کسائی(ره)نوازنده ی بی همتای نی دعوت حق را لبیک گفت و رخ در نقاب خاک کشید.خداوند رحمت کناد. با ذکر صلوات و فاتحه یاد و نام آن آتش زن نیستان دلها را گرامی بداریم .

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D8%A6%DB%8C

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

ای کَرمت همنفس بی کسان
جز تو کسی نیست ، کس ِ بی کسان
بی کَسم و ، همنفس من توئی
رو بکه آرم ؟ که کَس من  تونی
کون و مکان ، مظهر نور تواند
جمله جهان ، مَحض حضور تواند
در دل هر ذره بود ، سیر تو
نیست درین پرده کسی ، غیر تو
جز تو کسی نیست ، به بالا و پَست
ما همه هیچیم و ، توئی هر چه هست
بزم بقا را ، می و ساقی توئی
جز تو همه فانی و ، باقی توئی
کیست که قائل به ثنای تو نیست؟
کیست که مایل ، به لقای تو نیست ؟
ما همه مشغول ثنای توایم
واله و مشتاق لقای توایم
روزن جان ، بر دل ما باز کن
خاطر ما را ، صدِف راز کن
مرد رهی ، از کجی اندیشه کن
راستی و ، راست روی پیشه کن
هر که کند روی طلب سوی او
قبله ی ذرّات شود ، روی او

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

مولانا فرماید:

آن باده که دادی تو و این عقل که ما راست

معذور  همی  دار  اگر  جام  شکستیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

قافیه سنجان که قلم برکشند

گنج دو عالم به سخن درکشند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

 مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز ببالین نرم تست

پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست
هرلحظه باخیال توجانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی تو روز

دائم حریم قدس تو احساس میکنم
احساس قدس آن دم انفاس میکنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه های تو میخفت غصه ها
میرفت چشم و گوش بدنبال قصه ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق میگریست

صد قصه عشق بودی ومیخواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای تست
فردا کلید باغ بهشتم رضای تست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست
جنت نهاده زیر قدمهای مادر ست

پیشکش به همه مادران پاک عالم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

خاک دل آنروز که می‏بیختند    شبنمی از عشق درآویختند

دل که به آن قطره غم اندود شد    بود کبابی که نمک سود شد

دیدهء عاشق که دهد خون ناب‏    هست همان خون که چکد از کباب

بی‏اثر مهر چه آب و چه گل‏    بی‏نمک عشق چه سنگ و چه دل

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

در صراط المستقیم ای دل کسی گمراه نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

الهی به مستان میخانه‌ات

بعقل آفرینان دیوانه‌ات

به دردی کش لجهٔ کبریا

که آمد به شأنش فرود انّما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

حکیمی ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی کرد .گفت:اگر این دانا بودی کار او با نادان بدین جا نرسیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

داستان در باره خارکنی است که کندن بوته ی خا ر را به تعويق می اندازد آنقدر که روز به روز آن بوته رشد کرده و تبديل به درخت تنومندی می گردد و از دیگر سوی خار کن روز به روز  ضعيفتر شده و از کندن عاجز تر می شود !

همچو آن شخص درشت خوش‌سخن

در میان ره نشاند او خاربن

ره گذریانش ملامت‌گر شدند

پس بگفتندش بکن این را نکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

کنون تار طرب بگسسته بهتر

نی مطرب چو دل بشکسته بهتر

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر 

در شگفتم زین نفهمی های خویش!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت   توسط علي اباذري ابهر